دعای حقیقی

چه زمان بیان خواسته ی ما شکل دعا به خود میگیرد؟
وقتی که برای بر آوردن نیاز خود از دیگران به طور کامل
قطع امید کنیم و هیچ گونه تردیدی نسبت به قدرت و
توان اجابت کننده ی دعا نداشته و به او یقین کامل داشته
باشیم.و همه ی فکر و ذکرمان خواسته امان باشد.و جزبه
آن فکر نکنیم.مانند کسی که در بیابانی از شدت تشنگی در
حال جان دادن است.در این شخص همه ی ذرات وجودش
خواهان آب است و تا به آب نرسد آرام و قرار نمی یابد وآب
همه ی توجه او را به خود جلب کرده است.دعای حقیقی
چنین خواستنی است.
دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یاجان رسد به جانان،یا خود ز تن در آید
بنابراین بسیاری از آنچه را که دعا می پنداریم در حقیقت
دعا نیستند.چیز هایی را که ما تنها به زبان می گوییم امُا
بقیه ی وجودمان تشنه ی رسیدن به آن نیست و حتی در
مورد دعاهای بزرگان که به قصد ثواب می خوانیم اما خواسته
حقیقی ما نیست و یا حتی چیز هایی که برای مدتی تمایل برای
رسیدن به آن پیدا می کنیم.اما مدتی بعد آن را نمی خواهیم و
آنرا فراموش می کنیم هیچ یک به معنی واقعی دعا نیست.
بر گرفته از کتاب ره توشه ی دیدار

